بنام تو

خیلی دوست دارم یکی به این سوال من جواب بده؛ من رو چه به ارشد؟؟؟

بنام تو

گاهی وقتها که بیکاری، مثل این روزهای من، که امتحان دارم؛ فکرت هزار جا میره و میاد؛ همه جا هستی، جز جایی که باید، از معایب درس خوندن در طول فصل این نکته رو باید در صدر جدول قرار داد که موقع امتحانا کار زیادی نداری، یه بار باید می خوندی که خوندی، البته با اینکه کافی نیست، اما هی میگی اینو که خوندم، اینم که اونجوریه؛ خوب دیگه!! میشینی و هی آپ میکنی و بدون اینکه مهم باشه کسی میخونه یا نه؛ پست پشت پست!! آخر سر هم سر امتحان معلوم نیست چی میشه، اما حس خوبی دارم!{خواننده تازه را ارجاع میدهم به حس شنبه، در همین حوالی}

اینهمه تغییر؛ خبر از حال و هوایی می دهد که چندان دلپذیر نیست، از سر دلگیری دلخوش به چند سطر میشوی و چند جمله؛ که راحت تر تحمل کنی؛ بسازی تا نسوزاندت . . 

دیشب هم خواب دیدم، خوب بودی و آرام، خوشحالم، گرچه شاید نباشی، اما آرامم آرامش توست . . .

هوس سفر نداری ز غبار این بیابان؟

بنام تو

این روزها آشفته ام و نمیدانم.

رهایم نمیکند؛ اینکه چه میخواهم؟

کاش میشد از اینجا رفت، به دیاری که "چینه ها کوتاه است"؛ خسته شدم؛ از اینهمه آشفتگی؛ از اینهمه نفرت، اینهمه دروغ، از اینجا که نبودت را می ستایند؛ که گرگها چوپانند، از اینجا که محک زندگی مرگ است و محک راستی، دروغ؛ دیاری که همه بیشتر از خدا حرف می زنند . . .

اگر گریزم کجا گریزم، وگر بمانم کجا بمانم . . .


خسته ام، آشفته ام و نمی دانم.

ساری گلین

بنام تو 

دامن کشان
ساقی می خواران
مست و گیسو افشان
از کنـــار یـاران، می‌گـریزد

در جامِ مِی
از شرنگ دوری
و‌ ز غم مهجوری
چون شرابی جوشان، مِی بریزد

دارم قلبی لرزان به رهش
دیده شد نگران، ساقی می خواران
از کنار یاران، مست و گیسو افشان ، می‌گریزد . . .

ساری گَلین

حس این روزهاست ....

دعوا نداریم!

بنام تو

خانمهای محترم، دیگر نگران نباشید، از این به بعد میتوانید به کارهای مهمتری برسید! با حبوبات و سبزیجات آماده ... !!!!!

این اطلاعیه رو امروز دیدم، میخواستم بذارمش واسه تاپیک کلاس زبان، واقعا جای بحث داره!!

مواردی که میتونه مطرح بشه:

صفرم: سبزی پاک کردن کار مهمی برای خانمها محسوب میشه و از این به بعد میتونن کارای مهمتری انجام بدن.

اول: خانمها کارای مهم هم میتونن انجام بدن!

دوم: خانمها هم کارای مهم میتونن انجام بدن.

سوم: وقت خانمها تا امروز صرف سبزی پاک کردن میشده که نمیتونستن کارای مهمی انجام بدن.

چهارم: برای خانمها کارای مهمتر از سبزی پاک کردن هم تعریف میشه.....

حال به بررسی مزایا و معایب این طرح می پردازیم:

مزایا: خانمها دیگه بهانه ای برای دور هم جمع شدن و غیبت کردن ندارن؛ چون دیگه از مجالس سبزی پاک کنون دختر ِدختر عمه ی خاله جون ایناشون خبری نیست!! چون اونا هم میرن از این آماده ایا میخرن که کلاس هم لابد داره!!!

معایب: خانمها به هر بهانه ای که شده دور هم جمع میشن و غیبتشون رو می کنن، حالا  اگه سبزی و عدس و لوبیا نباشه راحتتر!! وقت هم واسه غیبت کردن بیشتر !!

پیش نوشت : به اول همه خانمها یه بعضی اضافه کنید؛ هم غیبت بقیه نشه،! هم دعوا!!!

بنام تو

قدم به چشم من خاکسار نگذارد                       ز ناز پا به زمین آن نگار نگذارد 

بنام تو

سردت نباشد بانو...

سر گذاشتيم روی پای شما، سرفراز شويم پيش ِ عاشقی. دل سپرديم به دل‌بَریِ شما.

ما زير سايه‌سار ِ اين ساقه‌های سبز، پای اين غنچه‌های نيمه‌باز، عاشقی کرده‌ايم؛ گيرم همه نقش ِ دامن ِ شما...

لانگ شات


تنهایی

بنام تو

اینجا خیلی وقتا دلم می گیره، تنهام، اینجا تنها تر از هر جام، تنها تر از هر وقت، تنها تر از همه . . .

بنام تو

دعا کنید بدتر از این نشم....


بد تر از این نخواهم . . .

بنام تو


آقا شما که در جریانی....

بنام تو

دیشب باز هم رفتم گوشه ی دارالعزه، چقدر آرام بودم . . .

چقدر تو را کم داشتم . . .

بنام تو

او با کسی که برای تشنگی اش گریه میکنند فرق دارد، او تشنه آب نبود، او تشنه کشته نشد، دلشکسته رفت، وقت رفتن آب خواست، اما برای فرو نشاندن آتشی که قاتل را می سوخت، سقا از آن روز ساقی است، به هر که تشنه است، دوست و دشمن نمیشناسد، پسر پیش از اینکه خوش بالا باشد، بلند است، آنچنان که "دست بدان سرو بلندش نرسد"، بیش از آنکه شبیه جدش باشد، به او میماند، کربلای من با این دشت سرخ و پربلا فرق میکند، عمه ی من؛ کمر خم نمیکند، عمود خاندان است، وارث دین من بیمار نیست، "ايهالناس انا بن مكة و منى، انا بن زمزم و الصفا...انا بن من اوحى اليه الجليل ما اوحى، انا بن محمد المصطفى، انابن على المرتضى...انابن فاطمة الزهراء انا بن سيدة النساء ...انا بن خديجة الكبرى."

شاید او این حسین نیست. . .


بنام تو 

دلهای پاک هرگز خطا نمی کنند،
فقط سادگی می کنند؛
و این روزها سادگی، پاکترین خطای دنیاست
.